![]() |
![]() |
|
|
عشق یعنی:
گم شدن در کوی دوست....... هرچه در دل آرزوست........ یک تبسم یک نگاه...... تکیه گاه و جان پناه...... یک تیمم یک نماز......
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 8:56 توسط علي |
|
|
هرجائی
از پيش من برو كه دل آزارم ناپايدار و سست و گنه كارم در كنج سينه يك دل ديوانه در كنج دل هزار هوس دارم قلب تو پاك و دامن من ناپاك من شاهدم به خلوت بيگانه
تو از شراب بوسه من مستی من سر خوش از شرابم و پيمانه چشمان من هزار زبان دارد من ساقيم به محفل سرمستان تا كی ز درد عشق سخن گوئی گر بوسه خواهی از لب من، بستان عشق تو همچو پرتو مهتابست تابيده بی خبر به لجن زاری باران رحمتی است كه می بارد بر سنگلاخ قلب گنه كاری من ظلمت و تباهی جاويدم تو آفتاب روشن اميدی برجانم، ای فروغ سعادتبخش دير است اين زمان، كه تو تابيدی دير آمدی و دامنم از كف رفت دير آمدی و غرق گنه گشتم از تند باد ذلت و بدنامی افسردم و چو شمع تبه گشتم فروغ
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 13:56 توسط علي |
|
|
سلام خدمت همه دوستان شرمنده که دیر بروز کردم . امتحانات و اتنخاب واحد ترم تابستان و خیلی از کارهای دیگه باعث شد که از شما دور باشم . امشب دیگه نمی خوام واسه دل خودم بنویسم اگه یه نگاهی به رسانه های تصویری بکنیم متوجه یه اتفاق جدید میشیم باز هم جنگ اینبار لبنان چند عکس از جنایت بی رحمانه اسرایل به کودکان بی گناه گلچین کردم درست دیدن آنها تکان دهنده است اما ..........
سکوتی سنگینتر از فریاد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 22:28 توسط علي |
|
|
می میرم برات نمی دونستی می میرم بی تو بدون چشات رفتی از برم تو که می دونستی که دلم بسته ساز صدات عاشقم هنوز
نمی خواستی که بمونی و بسوزی به ساز دلم گفتی من می میرم تو می خواستی بری تا فردا یار خوشکلم برو راهی نیست تا فرداها زخاک و گلم سفرت بخیر سفرت بخیر
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 13:57 توسط علي |
|
|
سلام خدمت همه دوستان
می شد یه فرصتی دیگه بهش داد؟ نمی دونم شاید سرنوشت اون همین بوده ! ولی..............
اون نمی تونست زندگی کنه؟ یا اون نمی تونست عاشق بشه؟
خوب نظر شما چیه؟؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم تیر 1385ساعت 1:20 توسط علي |
|
|
گفتن آزادین نه دیگه تا این حد
بپا کسی نبینه؟!؟!؟!؟!؟!؟
نظر شما درباره این عکسها چیه؟........
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم تیر 1385ساعت 1:10 توسط علي |
|
|
گفتی نه؟ تا به حال تنهایی را ازعمق وجودت احساس کرده ای؟
قصه
قصه از کجا شروع شد از چت و ميل شبونه
هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده... حتي اگر كسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده... عشق را تجربه كن حتي اگر توش شكست بخوري... اينو بدون كه اگر كسي وارد زندگيت شد و گذاشت ورفت علاوه بر اينكه يه خاطره به جا ميزاره ميتونه يه تجربه هم به جا بزاره... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 12:40 توسط علي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک |
| درباره وبلاگ |
می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ويرانه خويش.....
بخدا می برم از شهر شما دل شوريده و ديوانه خويش.... |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
تعبیر خواب |
|
RSS
irLearn.com |